فشم
یه هفته بعد از تولدت جمعه ناهار رفتیم فشم باغ بابایی با بابایی و مامان سهیلا و دایی ها. بابایی ناهار ما رو برد هتل میگون
اینجا هتل میگونه و تو مشغول بازی با سنگ ها هستی و حسابی خودتو کثیف کردی

اینجا میخواستی بری با پسر دایی محمد علی بازی کنی من گفتم بیا عکس بگیریم و تو نمیخواستی برای همین ناراحتی واخم کردی

دخترم داره سیب میچینه اخه این سیبا سفت و ترشن ودینا خیلی دوست داره

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



فشم
